• RSS
  • Delicious
  • Digg
  • Facebook
  • Twitter
Showing posts with label تراث شعبى. Show all posts
Showing posts with label تراث شعبى. Show all posts

أمثال شعبية إيرانية (3)..ترجمة/ إسراء فؤاد


26- بخشش از بزرگتر است و گناه از کوچکتر است.
العفو من شيم الرجال
27- به خون کسی تشنه بودن
التعطش لدم الآخرين (يشرب من دمه)
28- پا در کفش کسی شدن.
بيحط مناخيره فی کل حاجة
29- پا در يک کفش کردن.
راسه وألف جزمة
30- پدر کسی را در آوردن.
طلع عين ابوه
31- تفاوت از زمين تا آسمان.
الفرق بين السما والارض
32- تو راضی من راضی, گور به پدر قاضی
انت راضی وانا راضی مالک انت بسنا سا قاضی.
33- زبان چرپ ونرم داشتن
ده عليه لسان زی العسل(لسانه بينقط سکر)
34- عروس نمی تواند برقصد می گفت اتاق کج است.
اللی متعرفش ترقص بتقول الأرض عوجة.
35- عيسى به دين خود موسی به دين خود
عيسی نبی وموسی نبی وکل من له نبی يصلی عليه.

أمثال شعبية من إيران (2)..ترجمة/ إسراء فؤاد



1- آدم نباید پایش را از گلیم خود درازتر کند
علی قد لحافك مد رجليك
2- از خرس مویی غنیمت است
اللي يجي منه أحسن منه .
3- از کیسه خلیفه میبخشد
بيبقشش من جيب غيره.
4- آمدم ثواب کنم کباب کنم .
أردت ان أفعل ثواب فصرت شواء.
5- کار امروز به فردا مینداز.
لا تؤجل عمل اليوم إلی الغد.
6- چراغ دروغ بی فروغ است.
مصباح الکذب لا ضياء له.
7- آب دریا از دهان سگ نجس نمی شود .
لن يتلوث ماء البحر بفم کلب .
8- آب رفته به جوی آمد
الفرج بعد الشدة .
9- آبروی کسی را بردن.
أذهَبَ ماء وجهه خجلاً .
10- زن بلاست ، اما الهی هیچ خانه ای بی بلا نباشد
المرأه بلاء, يا إلهی ليس هناك بيت يخلو من البلاء.
11- آب که آمد تیمم باطل است.
إذا حضر الماء بَطُل التيمم.
12- ميگم نره ميگن بدوش
نقول طور يقولوا احلبوه.
13- آب را گل آلود می کند که ماهی بگیرد .
يصطاد فی الميّه العكره.
14- آش نخورده دهان سوخته
کلنا ايه وشربنا عليه.
15- دیوار موش دارد , موش هم گوش دارد
الحيطان ليها ودان.

أمثال شعبية من إيران (1)..ترجمة/ إسراء فؤاد



ديگ به ديگ ميگه روت سياه
لا تعايرني ولا أعايرك، دا الهم طايلنی وطايلك
از کوزه همان برون تراود که در اوست
كلُّ إناء ينضحُ بما فيه.
گندم ز گندم رويد، جو ز جو
الجزاء من جنس العمل.
کبوتر با کبوتر ، باز با باز
الطيور علی أشکالها تقع.
عاقبت خشم پیشمانی است
نهاية الغضب الندم.
آب از آسياب بيفتد
الميّه رجعت لمجاريها
آب از دستش نمچکد
لا يمر الماء من يديه (من شدة بخله) .
آب زير کاه بودن
ميّة من تحت تبن
آب که از گذشت ، چه يک وجب چه صد وجب
ضربوا الأعور علی عينه، قال خربانه خربانه.
چاه کن همیشه در جاه می افتد
من حفر حفرة لأخيه وقع فيها

 

الأعداد السابقة

1 2 3 4
5 6 7 8
9 10 11 12
13 14 15 16
       

محرر إيران خان

أنت الزائر رقم

Followers

Copyright 2010 إيران خان - All Rights Reserved.
Designed by Web2feel.com | Bloggerized by Lasantha - Premiumbloggertemplates.com | Affordable HTML Templates from Herotemplates.com.